هربرت مید

جرج هربرت مید(1863- 1931) در کتابش "ذهن، خود و جامعه"، کارش را با این فرض رفتارگرایانه واتسون آغاز می‌کند که روانشناسی اجتماعی، با فعالیت مشاهده‌پذیر، یعنی کنش و کنش متقابل اجتماعی سر و کار دارد. برخلاف واتسون و رفتارگرایان سنتی‌تر، مید رفتارگرایی را در دو جهت ذهن و جامعه بسط می‌دهد. پس ما با دو نوع رفتارگرایی سر و کار داریم؛ یعنی رفتارگرایی واتسونی که به عبارتی سنتی، روانشناختی یا تقلیدگرا و بنیادی است و دیگری رفتارگرایی اجتماعی که مید آن را برای حل مسائل چشم‌انداز واتسونی، ساخته و پرداخته کرد. مید استدلال می‌کند رفتارگرایی روانشناختی که ریشه در روانشناسی جانوری دارد، از ابعاد داخلی(ذهنی) و خارجی(اجتماعی) رفتار، چشم‌پوشی می‌کند. رفتارشناسان جانوری، واقعاً نمی‌توانند از ذهن یک موش سردر بیاورند؛ اما جامعه‌شناسان می‌توانند فراگردهای ذهنی انسان را درک کنند. به این ترتیب، مید در این که جانوران توانایی ایجاد جامعه به همان صورت جامعه انسانی را دارند، تردید داشت. او تنها به فرص مسلّم جامعه بسنده نمی‌کرد، بلکه مشتاق بود که در نظام فکری خود برای جامعه اولویت علّی قائل شود.
 
اجزاء اصلی استدلال مید
.
ادامه نوشته

دورکیم

جامعه‌شناسان اغلب نظرات اميل دوركيم (1917 ـ 1858) را بر مبناي يك فلسفه ضد فردگرا تفسير كرده اند.(كوزر،194: 1382) اين در حالي است كه آثار وي دربردارنده دفاعي شديد از فردگرايي است.(گيدنز،137:1381) براي پي‌گيري بحث فردگرايي مورد نظر دوركيم مي‌بايست  به چگونگي گذار جوامع از سنتي به مدرن در نظر وي پرداخت.

 از نظر دوركيم به دليل پاره شدن و از بين رفتن انسجام مكانيكي بر اثر تغيير و تحولات جامعهِ پيشرفته، جامعه صنعتي براي ادامه حيات خويش، نيازمند در انداختن طرحي جديد است تا از آن رهگذر بتواند ضمن ادامه بقاء از شرايط بي هنجاري كه بر اثر از بين رفتن انسجام پيشين به وجود آمده است، رهايي يابد. دوركيم مانند بسياري از كلاسيك هاي جامعه شناسي سعي در تبيين وضعيت جوامع سنتي و مدرن با تكيه بر متغيرهاي دو وجهي نموده است. وي مدرن شدن را مستلزم حركت از «همبستگي مكانيكي » به سوي «همبستگي ارگانيكي » مي‌دانسته است.(آزبورن،67:1380) در همبستگي مكانيكي «همبستگي ناشي از همانندي ها به حد اعلاي خود خواهد رسيد:
ادامه نوشته

مسئله جوانان

مفهوم جوانی وخرده فرهنگهایی که با آن  همراه هستند به طور سنتی وپیش از آن که جوانی همچون پدیده ای برگرفته از مدرنیسم تعاریف حقوقی و اجتماعی خاص خود را پیدا کند ، عرصه ای برای چالش ،ابهام، تردید و گاه ترس و نگرانی جامعه بزرگ سال بوده اند. نگاهی به مفهوم سازی هایی که در گفت وگوها ، متون ونیز دیگر رسانه هااز جوانان به عمل می آید، به خوبی گواه این موارد است. آن چه این مفهوم سازی را گاه متناقض نیز جلوه می دهد این است که به رغم تشخیص واذعان جامعه بزرگسال به مراقبت ، توجه و کمک به جوانان ها برای گذار به بزرگ سالی و مححق شدن توانایی های بالقوه ی آنان ،جامعه بزرگ سال گاه نگران  پتانسیل های (ولو پنهان و ناآشکار) نظم ستیزانه و مخرب آن ها نیز می باشد. بدین ترتیب بیم وامید می تواند مبین بخشی از واقعیاتِ تلقی و نگاه سنتی به جوانان باشد که امتداد آن ها در ساختارهای مدرن نیز همچنان به چشم می خورد. رسانه ها به طور معمول جامعه ی بزرگ سال  را از تحولات و روند جنبش ها و جهت گیری های ذهنی و رفتاری جوانان (خرده فرهنگ ها) مطلع می سازند .  در مواردی این بازنمایی با جهت گیری های ایدئولوژیک رسانه ها می تواند به قول کوهن ، جامعه شناس انگلیسی (1972) ، تولید نوعی هراس اخلاقی (moral panic) نماید که به موجب آن اعضای گروه های خرده فرهنگی که نشانه های عضویت و تبعیت رفتاری  آن ها از عناصر و نماد های رفتاری خاص مشخص است ، با نگرانی و ترس (البته گاه مبالغه آمیز و غیر واقعی ) معرفی می شوند که در نتیجه ذهنیت نگران و مضطرب جامعه بزرگسال را نسبت به آنها تقویت می کند.

سوالی که اینک باقی می ماند این است که دوره ی جوانی و خرده فرهنگ های مرتبط با آن چه ویژگی هایی دارند و  آیا ترس ها و نگرانی هایی که جامعه بزرگسال نسبت به آن ها ابراز می دارند واقعی  و عینی است و یا صرفاً در جریان مطالعات و یا گفت و گو های اجتماعی شکل می گیرند. تفسیرهای مربوط به خرده فرهنگ های جوانان را می توان بر پیوستاری قرار داد که در یک سوی آن خرده فرهنگ ها واکنشی طبیعی و تابع تحولات مربوط به دوره ی رشد و امکانی برای ابراز هویت ورشد شخصیت تلقی می گردند و در سوی دیگر، وسیله ای برای چالش نظام اجتماعی و فرهنگ جامعه  ونوعی مقاومت و اعتراض نمادین  به هنجارها و ارزش های مسلط در جامعه محسوب می شوند . دیدگاه نخست عموماً کانون توجه روان شناسی رشد و نوجوانی است وبا تحلیل های مبتنی بر زیست شناسی همراه است . رویکرد تقابلی بر آمده از سنت مطالعات فرهنگی انگلستان است و گویای تحولات و مفهوم سازی متفاوتی از جوانی به عنوان یک سازه ی اجتماعی و فرهنگی است.

معرفی روستا های ایران

روستای کلاندرق علیا از توابع شهرستان نمین است که امروزه از سکنه خالی شده این روستا با روستاهای کلاندرق سفلی-  ارونج- امین جان -عنبران - پله زیر - پیله رود  همجوار می باشد

جایگاه نظریه ها  در جامعه شناسی

کسانی که با جامعه شناسی برخوردی مستمر وهمراه با مداقه دارند ُ نیک می دانند که این علم بیش از هر چیز متکی بر نظر گاههایی است که راه را بر نظریه پردازی گشوده ومبنای استواری برای پیگیری مشاهدات جامعه شناختی فراهم می آورند . این موضوع حتی در تجربی ترین حوزه های جامعه شناسی نیز صادق است . به تعبیر درستُ حتی رویگردانی از بکارگیری دسته ای از نظرگاههای مزبور نیز خود بی شک برخوردار از مبنایی نظری است